تبليغاتX
خرچنگ زاده

خرچنگ زاده

در غربت

کیش نگینی با لکه های سیاه

 

سفرنامه کیش

کیش ( قیس) جزیره ای به وسعت 91 کیلومترمربع در آبهای نیلگون خلیج فارس چون نگینی بر دل آبی آبها آرمیده است. جزیره ای  که از حیث شرایط اقلیمی به کمتر نقطه ای از این جهان رنگارنگ شبیه است. زمینی صاف و مسطح با افق دیدی وسیع ، دریایی زلال ترو شفاف تر از آینه و  گرم تر از جاری رگ . شهری که از حیث بافت شهری به هیچ شهر دیگر ایران نمی ماند. آنچنان مهندسی ساز که  انسان را به فکر وا می دارد که آیا اینجا ایران است؟  گرمایی دل پذیر با آن شرجی دل انگیزش که انگار در میان آب و هوا زیست می کنی. انگار دو زیست شده ای! می مانی که اگر شش داری پس چگونه تنفس می کنی و اگر آبشش داری چرا شبیه هیچ گونه آبزی ای نیستی! شهری آزاد آنچنان آزاد که هیچ ماموری یا پلیسی به طور محسوس رویت نمی کنی  و چه محیط مناسبی است برای ما ایرانی های بی جنبه و کم ظرفیت .  زنانی که هیچ نشانی از زنان پاکدامن ایرانی ندارند، مست و لا یعقل با پوششی کاملا اروپایی شاید هم فراتر و آزاد تر از آن در شهر میگردند شاید دنبال کسب و روزی شان!

مناطق دیدنی برای آنان که دستشان در جییبشان می رود و خرج کردن را خوب بلد هستند در این جزیره زیبا فراوان است. بد نیست لا اقل بدانید به طور مثال ورودیه برای تماشای هتل داریوش و یا مجموعه دلفین ها بیست و پنج هزار تومان نا قابل است! اما از همه کم خرج تر ( فقط 1000 تومان پول کرایه تاکسی!) رفتن به بازارها من جمله پردیس 1 و2 است که هم فال است و هم تماشا. بازار که چه گویم بیشتر به سالن مد می ماند و یا شاید محلی برای بانوان محترمه برای جذب مشتری !

هر چه گویم از این نگین زیبای خلیج فارس کم گفته ام . تا چشم نبیند ، نپذیرد! پس لا اقل برای یک بار هم که شده دیدن این جزیره زیبا ولی پر خرج را به همه دوستان توصیه می کنم.

+ نوشته شده در  2005/8/21ساعت 21:51  توسط هاتف   | 

امینMy best friend

 

 

 نام: امین حمیدیان                                           

میزان تحصیلات: مهندس(ترم آخر) مخابرات دانشگاه خواجه نصیر

شغل : دانشجو

میزان شعور: یه کمی

شغل دوم: مونس تنهایی هام( آخه اینم شد شغل برو دنبال یه کار درست حسابی)

تاریخ تولد: بیست و هشت مرداد 1362

 

امین جون تولدت مبارک امیدوارم تا آخر عمربا هم باشیم. همین!

 

                                                         

+ نوشته شده در  2005/8/21ساعت 16:58  توسط هاتف   | 

کدام اسلام؟

وقتی اتفاقات تلخی می‌افتد که به نحوی، درست يا غلط، پای انديشه‌ی آدم در آن به ميان می‌آيد، ناچار می‌شوی دوباره به خودت نگاه کنی و آن‌چه را هستی بسنجی. من مسلمان‌ام و شيعه هستم و به اين مسلمانی و تشيع افتخار می‌کنم و شرمی هم از آن ندارم. اما کدام اسلام؟ کدام تشيع؟ مسأله هميشه اين است. وقتی بحث از اسلام و ايمان به ميان می‌آيد، هميشه ياد آن داستان مثنوی می‌افتم که در زمان بايزيد به گبری گفتند چرا مسلمان نمی‌شوی تا رستگار شوی؟ گبر در پاسخ به مريد بايزيد گفت که اگر ايمان آن است که بايزيد دارد، مرا طاقت و تحمل آن نيست. اين ايمان فزون از تلاش و کوشش من است،‌ اگر چه ايمان دارم که باور بايزيد برتر از بسيار باورهای ديگر است. اما اگر ايمان،‌ ايمان چون شمايانی است،‌ هيچ ميلی به چنين ايمانی ندارم:
آن‌که صد ميل‌اش سوی ايمان بود
چون شما را ديد از آن فاتر شود
زان‌که نامی باشد و معنی‌اش نی
چون بيابان‌ را مفازه گفتنی
گر کسی را از خدا احسان شود
از دل و جان عاشق ايمان شود
چون به ايمان شما او بنگرد
عشق او ز آورد ايمان بگذرد!

يا حکايت آن کافری که پرسان پرسان به سراغ مؤذنی آمده بود بد صدا و آزار رسان که او را سپاس گويد. حکايت را که پرسيدند گفت که دختر لطيف دارد که آرزوی اسلام می‌کرده اما تا بانگ نکره‌ی اين مؤذن را شنيده، دل‌اش از ايمان سرد شده است!
هست ايمان شما زرق و مجاز
راهزن همچون که آن بانگ نماز
ليک از ايمان و صدق بايزيد
چند حسرت در دل و جانم رسيد
آن‌که ايمان يافت رفت اندر امان
کفرهای باقيان شد در گمان
يک ستاره در محمد رخ نمود
تا فنا شد گوهر گبر و يهود

+ نوشته شده در  2005/8/17ساعت 10:10  توسط هاتف   | 

مصاحبه با خواننده مردمی

از بلاگ فیلسوف

اول که دیدمش اقصی نقاط بدنم لرزید.چشماش یه حالت خاصی داشت.با طمانینه ی خاصی راه میرفت.به خودم جرات دادم و رفتم جلو.بهش گفتم سلام سیامک جان.گفت سلام.گفتم چند تا سوال مردمی دارم.گفت بپرس.گفتم باشه.

 

- اصغر از لس آنجلس پرسیده ته چشمات یه غمی هست.آیا بخاطر کمبود عاطفیه؟

- راستش من 5 سالگی 9 تا از برادرام مردن.ولی 9 تا دیگشون موندن.اینا همش شایعس برای خراب کردن من.

- حالا که اینطوره بگو ببینم چند تا برادر داری؟

- 18 تا.

-پری دریایی(پری خودمون) از بورکینافاسو  پرسیده تا حالا ازدواج کردی؟

- نه زیاد.ولی من نسبت به قبل واقعا پخته تر شدم و اینو میتونین در آلبوم "لگدش کن"ببینید.

- هاتف از تنکابن سوال کرده چرا در کنسرت آخرتون از لباس قهوه ای سوخته استفاده کردین؟

- من برای اینکه بتونم خودمو به همه ثابت کنم و نشون بدم برای من رنگ لباس اهمیتی نداره ترجیح دادم از این بلوز استفاده کنم.

- نیوشا از تهران پرسیده چرا برنمیگردی؟

- من جایی نرفتم که بخوام برگردم.

- غلام از پاریس نوشته آخرین بار کی اشک ریختی؟

-اشک شوق یا اشک غم؟

 - اشک غم.

- وقتی که دو تا از بلیطهای آخرین کنسرتم فروش نرفت.هیچ وقت یادم نمیره…

- حالا که اینطور شد بذار ببینم اشک شوق کی ریختی آخرین بار؟

- وقتی که یه پسره 1 ماهه وسط کنسرت پرید وسط سن و دسته گل انداخت توی دستم و در رفت.همون جا وسط سن زار زار گریه کردم.

- خیلی سوزناک و شوق آور بود...بریم سراغ یه سوال دیگه..پریسا زمخت از مجارستان عرض ارادت کرده و گفته: عکسی ازت اخیرا چاپ شده که در عکس تصویر  شما و یک فرد مجهول الهویه دیده میشوید که فرد بر قابلمه میزند و شما میخوانید و به طرز شنیعی میرقصید .آیا این عکس واقعی است؟

- راستش..آره..میدونی..همانطور که فوتبالیستهای معروف اول از زمین خاکی شروع کردند ما هم از قابلمه شروع کردیم..یادش بخیر..اصغر میرفت بالا صندلی و با چاقو و پارچه جواتی میرقصید..منم شعرهایی که خودم گفته بودم رو میخوندم و بقیه ی بر وبچ هلهله میکردن و دست میزدن..البته اون موقعها یذره بار ادبی ترانه هام کمتر و بار بی ادبیش بیشتر بود... اگه میخواین یذرشو براتون میخونم؟

- بخونید..مشتاقیم!

- " میبینم یه خال گنده رو دماغت       بس که خوشگلی  دراومده دمارت"

  "آخ چرا رفتی چرا رفتی؟                  حالا نمیشد نمیرفتی نمیرفتی؟"

- بسه..خیلی ممنون..حالا که اینطور شد بگو ببینم کی رو سن ببینیمت سیا جوون؟

- پس فردا وسط یا کنار دریاچه ی مصنوعی پارک جنگلی بوتسوانا.

- خیلی ممنون که وقتتو به ما دادی..سیامک جون!

+ نوشته شده در  2005/8/14ساعت 10:31  توسط هاتف   | 

  من اینجا بس دلم تنگ است

       و هر سازی که میبینم بد آهنگ است

          بیا ره توشه برداریم

            قدم در راه بی برگشت بگذاریم

               ببینیم آسمان در هر کجا

                  آیا همین رنگ است؟

+ نوشته شده در  2005/8/13ساعت 16:5  توسط هاتف   | 

تافل

امروز رفتم و آزمون تافل اسم نوشتم . ۲۷ مهر زمان آزمون. من تو لیست نفر ۸۴۰ بودم و احتمالا این رقم تا ۳ شهریور که پایان مهلت ثبت نامه به ۱۱۰۰ نفر برسه! این یعنی ۱۱۰۰ مغز فراری!!!

به هر حال اگه دیدید یه روز از یه گوشه دنیا پست نوشتم زیاد تعجب نکنید. اخه ما دیگه رفتیم جز مغزها. تا کی بشیم  کله پاچه الله اعلم!

+ نوشته شده در  2005/8/10ساعت 15:12  توسط هاتف   | 

بی ربط از همه جا

الان(سه شنبه ساعت ۱۰ شب)  که دارم این مطلب را می نویسم احتمالا نشست شورای حکام آژانس اتمی تمام شده هر چند این نشست ها تا پنج شنبه ادامه دارد و نتیجه نهایی اواخر هفته مشخص می شود.( که البته نتیجه مشخص است!)

آن دسته از رفقایی که کنکور داشتند و همین چند روز پیش انتخاب رشته کردند حال و روز خوشی ندارند. اما از من به شما نصیحت که زیاد خودتان را درگیر این مسایل بی ارزش نکنید . زندگی ارزش غم خوردن ندارد . بالاخره یا قبولی یا.... آنهایی که پیش کسوت امرند خوب می فهمند من چی میگویم و آن دسته از دوستان که بار اولشان است به هر حال یاد می گیرند در مواقع سختی نگرانی به خود راه ندهند.  در ضمن آن قدر دانشگاه جامع و نیمه جامع و آزاد و نیمچه آزاد و پیام نوری و غیر نوری ونوری پیامی و پولی و بی پولی هست که داغ کیف سامسونت و ژتون غذا و استاد استاد کردن وحل یک مساله نیمه سخت برای یک دختر اطواری و بیرون رفتن از کلاس بدون اجازه گرفتن و عضویت در یکی از انجمن های 3گانه معروف و خلاصه پز دادن جلوی فامیل به دلتان نماند. به هر حال زندگی آنقدرهام که فکر می کنید پر اهمیت نیست!

راستی یک محقق ایرانی پس  از سالها تحقیق به ابن نتیجه رسیده بزرگترین تفریح ایرانی ها دراز کشیدن است! با اجازه دیگه میرم یه کم تفریح کنم . تا بعد! 

+ نوشته شده در  2005/8/10ساعت 9:0  توسط هاتف   | 

قاصدک

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي؟
از كجا ،‌ وز كه خبر آوردي؟
خوش خبر باشي ، اما ، اما
گرد بام و در من
بي ثمر ميگردي
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز دَ
يّار و دياري - باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه ترا منتظرند
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند

دست بردار از اين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه هاي همه تلخ
با دلم ميگويد
كه دروغي تو ، دروغ
كه فريبي تو ، فريب

قاصدك ! هان ، ولي ... آخر ... اي واي
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام ، آي ! كجا رفتي؟ آي
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاكستر گرمي ، جايي؟
در اجاقي - طمع شعله نمي بندم - خردك شرري هست هنوز؟

قاصدك
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم ميگريند

+ نوشته شده در  2005/8/8ساعت 18:35  توسط هاتف  

حکایت خرچنگ

روزي خرچنگي دسته گلي مي خرد و به خواستگاري قورباغه اي مي رود . قورباغه به تقاضاي او جواب رد مي دهد .

خرچنگ مي پرسد : (( شغل آبرومندانه ندارم كه دارم ؛ قيافه ندارم كه دارم ؛ پس چرا زنم نمي شوي ؟ ))

قورباغه مي گويد : (( براي اينكه تعادل نداري و كج راه مي روي . ))

خرچنگ مي گويد : (( تعادل جسم مهم نيست؛ آدم بايد تعادل روحي داشته باشد.))

قورباغه مي گويد : (( به هر حال همين است كه گفتم . ))

خرچنگ مي گويد : (( بشر قابل اصلاح است ؛ من اگرعيبم را برطرف كنم ؛ زنم مي شوي ؟ ))

قورباغه مي گويد : (( ببينيم و تعريف كنيم . ))

روز ديگر ؛ خرچنگ به خودش عطر و ادكلن مي زند ؛ شيك و پيك مي كند و به خانه قورباغه مي رود .

قورباغه مي گويد : (( به من قول داده بودي كه ديگر يك وري راه نروي . ))

خرچنگ مي گويد : (( خودم را اصلاح كرده ام . از خانه ات كه بيرون رفتم ؛ مي تواني از پنجره ؛ راه رفتنم را ببيني . ))

قورباغه از او پذيرايي مي كند . وقتي خرچنگ خداحافظي مي كند وازدربيرون مي رود ؛ قورباغه كنار پنجره مي آيد ؛ پرده را پس مي زند و نگاه مي كند . با كمال تعجب مي بيند خرچنگ دارد درست راه مي رود . خوشحال مي شود .

روز سوم ؛ قورباغه با تقاضاي ازدواج خرچنگ موافقت مي كند . عروسي سر مي گيرد و بزن و بكوب راه مي افتد و قورباغه خوشحال و خندان به خانه بخت مي رود . ماه عسل به خير و خوشي مي گذرد ؛ قورباغه از خرچنگ چيزي به جز راستي نمي بيند .

با پايان ماه عسل ؛ مرخصي خرچنگ هم تمام مي شود . روزي كه قرار است به اداره برود ؛ زودترازخواب پا مي شود ؛ اصلاح مي كند ؛ صبحانه اش را مي خورد ؛ كيف سامسونت اش را برمي دارد و از در بيرون مي رود . قورباغه كنار پنجره مي آيد تا با نگاهش او را بدرقه كند ؛ با كمال تعجب مي بيند خرچنگ باز دارد كج كج راه مي رود . بغض گلويش را مي فشارد و مي زند زير گريه .

عصر كه خرچنگ ؛ خسته و كوفته از سركار برمي گردد ؛ قورباغه ؛ گريه كنان مي گويد : (( تو مرا فريب دادي . به من گفته بودي كه اصلاح شده اي ؛ اما من ديدم كه باز هم كج كج راه مي روي . ))

خرچنگ مي گويد : (( عزيزم من كه نمي توانم هر روز نوشابه غير بهداشتي بخورم ! ))

----------------------------------------------

حالا حكايت ماست با اين روزگار وارونه ؛ نمي دانيم ما كج راه مي رويم يا فلك برمداري كج مي چرخد . دو راه بيشتر نداريم ؛ يا بايد كاري كنيم كه روزگار با ما راست باشد ؛ يا بايد كاري كنيم كه خودمان كج بشويم تا روزگاركج مدار به نظرمان راست بيايد . اما آنقدر روزگارآشفته است كه نمي دانيم چه چيزي راست است و چه چيزي كج ؛ تا خودمان را با آنها ميزان كنيم

+ نوشته شده در  2005/8/8ساعت 18:30  توسط هاتف   | 

روز خبرنگار

نام:  شهيد محمود صارمی

** سالروز شهادت وی ( ۱۷ مرداد) در ایران به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده و هر ساله گرامی داشته می شود.

سمت:خبرنگار و سرپرست نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در افغانستان بود که همزمان با درگیری های نیروهای افغانی با طالبان در این کشور حضور داشت و نقش مهمی در خبر رسانی حوادث آن زمان داشت.

 خلاصه زندگي : وی در سال 1347 در بروجرد به دنیا آمد و تحصیلات خود را در همین شهر گذراند. بعد ها به خدمت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در آمد و فعالیت گسترده ای از خود نشان داد بگونه ای که بعنوان سرپرست این خبرگزاری در افغانستان مشغول به کار شد. سر انجام در سال 1377  در اوج فعالیت کاری  و در سن سی سالگی در حمله نیروهای طالبان به دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف افغانستان به شهادت رسید.     . شهید محمود صارمی در بهشت شهدای بروجرد به خاک سپرده شده است.

+ نوشته شده در  2005/8/8ساعت 14:58  توسط هاتف   | 

آن مرد صدای همه ما بود

آن مرد آمد ساده و صمیمی بی آلایش و بی ریا با یک دنیا امید و با یک سبد گل که می خواست تقدیم کند به مردم ،به بشریت. آن مرد آمد نه شبییه هیچ کس دیگر که غضب کند و میر غضب داشته باشد و صدایی را در حلقوم خفه کند و یا در بالاترین نقطه شهر بایستد و از آن بالا پایین را ورانداز کند. نه او آمد با یک لبخند .ساده و صمیمی. آن مرد آمد با کوله باری از سنگهای ریز و درشت ، تیغ های تیز و نیمه تیز ،شمشیرهای کند و برا. آمد با خیل دوست و دشمن. آمد با آن متانت مثال زدنی اش با آن لهجه زیبایش ، با آن تلفظ شیرین قافش!

و اینک آن مرد میرود با همان تبسم همیشگی همان ظاهر پیراسته با همان محاسن رنگ کرده. راستی می بینی می توان مسلمان بود و زیبا بود می توان مسلمان بود و آراسته. می بینی آقای رییس جمهور ؟

و اینک می ایستیم و فردا را نظاره می کنیم فردایی که در لای کتابهای تاریخش عکس تو جلوه گر خواهد بود و نامت به بزرگی یاد خواهد شد.

یادت گرامی باد آقای متانت.

+ نوشته شده در  2005/8/3ساعت 11:40  توسط هاتف   | 

جمعشون جمعه!

Image Hosted by hostedpictures.com image host

اگر تونستید دکتر حسابی را در این بین پیدا کنید!

+ نوشته شده در  2005/8/2ساعت 15:0  توسط هاتف   | 

Was Einstein's Brain Different

Image Hosted by hostedpictures.com image host

بعد از قطع کردن اینترنت این مطلب رو سر فرصت بخونید.

Of course it was-people's brains are as different as their faces. In his lifetime many wondered if there was anything especially different in Einstein's. He insisted that on his death his brain be made available for research. When Einstein died in 1955, pathologist Thomas Harvey quickly preserved the brain and made samples and sections. He reported that he could see nothing unusual. The variations were within the range of normal human variations. There the matter rested until 1999. Inspecting samples that Harvey had carefully preserved, Sandra F. Witelson and colleagues discovered that Einstein's brain lacked a particular small wrinkle (the parietal operculum) that most people have. Perhaps in compensation, other regions on each side were a bit enlarged-the inferior parietal lobes. These regions are known to have something to do with visual imagery and mathematical thinking. Thus Einstein was apparently better equipped than most people for a certain type of thinking. Yet others of his day were probably at least as well equipped-Henri Poincaré and David Hilbert, for example, were formidable visual and mathematical thinkers, both were on the trail of relativity, yet Einstein got far ahead of them. What he did with his brain depended on the nurturing of family and friends, a solid German and Swiss education, and his own bold personality.
A late bloomer: Even at the age of nine Einstein spoke hesitantly, and his parents feared that he was below average intelligence. Did he have a learning or personality disability (such as "Asperger's syndrome," a mild form of autism)? There is not enough historical evidence to say. Probably Albert was simply a thoughtful and somewhat shy child. If he had some difficulties in school, the problem was probably resistance to the authoritarian German teachers, perhaps compounded by the awkward situation of a Jewish boy in a
Catholic school

 

 

Image Hosted by hostedpictures.com image host

Image Hosted by hostedpictures.com image host
+ نوشته شده در  2005/8/2ساعت 14:43  توسط هاتف   | 

آیا مسیح زنده است؟

 

دوستانی که متوجه متن نمیشوند برای من پیغام بفرستند تا متن ترجمه شده رو براشون ارسال کنم.(عقاب اردو چی شد؟)

A Muslim man in Egypt killed his wife and buried her with their infant baby and 8-year old daughter. The girls were buried alive! He reported to the police that an uncle killed the kids. 15days later, another family member died. When they went to bury him, they found the 2 girls under the sand ALIVE ! The girl was asked how she had survived. "A man wearing shiny white clothes, with bleeding wounds in his hands, came every day to feed us. He woke up my mom so she could nurse my sister. " She was interviewed on Egyptian national TV, by a veiled Muslim woman news anchor. She said on public TV, "This was none other than Jesus, because nobody else does things like this!" Muslims believe Isa (Jesus) would do this, but the wounds mean He  really was crucified, and it's clear also that  Jesus Christ is alive!The country is outraged over the incident, and the man will be executed. But it's also clear that the child could not make up a story like this, and there is no way the se children could have survived without a true miracle.Muslim leaders are going to have a hard time to figure out what to do with this,and the popularity of the Passion movie doesn't help! With  Egypt at the  center of the media and education in the Middle East , you can be sure   This story will spread. Christ is still turning the world upside down! Please let this story be shared here too.

+ نوشته شده در  2005/8/1ساعت 20:1  توسط هاتف   | 

تقدیم به جانبازان

اتل متل يه بابا، دلير و زار و بيمار. اتل متل يه مادر، يه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها، كه اونارو دوست دارن، آخه غير اون دوتا، هيچ كسي رو ندارن

مامان بابا رو مي‌خواد، بابا عاشق اونه، به غير بعضي وقتا، بابا چه مهربونه

وقتي كه از درد سر، دست مي‌ذاره رو گيج‌گاش، اون باباي مهربون،...

غير خدا و مادر، هيچ كسي رو نداره، اون وقتي كه بابا جون، موجي مي‌شه دوباره

بابام ميون كوچه، افتاده بود رو زمين، مامان هوار مي‌زد، شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد، مي‌زد توي صورتش، قسم مي‌داد بابارو، به فاطمه به جدش

تو رو خدا مرتضي، زشته ميون كوچه، بچه داره مي‌بينه، تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره، بچه‌هاي محله، بابا يهو دويد و زد توي ديوار با كله

هي تند و تند سرش رو، بابا مي‌زد تو ديوار، قسم مي‌داد حاجي رو، حاجي گوشي رو ور دار

نعره‌هاي بابا جون، پيچيد يهو تو گوشم، الو الو كربلا، جواب بده به گوشم

بعد مامانو هلش داد، خودش خوابيد رو زمين، گفت كه مواظب باشيد، خمپاره زد، بخوابين

الو الو كربلا، پس نخودا چي شدن؟ كمك مي‌خوايم حاجي جون، بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد، هي سرشو تكون داد، رو به تماشاچيا، چشاشو بست و جون داد

بعضي تماشا كردن، بعضي فقط خنديدن، اونايي كه از بابام، فقط امروز و ديدن

موج بابام كليده، قفل دره بهشته، درو كنه هر كسي، هر چيزي رو كه كاشته

بالا رفتيم ماسته، پايين اومديم دوغه، مرگ و معاد و عقبي، كي مي‌گه كه دروغه؟؟

+ نوشته شده در  2005/8/1ساعت 8:26  توسط هاتف   | 

آخه اینم شد مجلس؟؟؟

مجلس ما!!!! 

Image Hosted by hostedpictures.com image host
+ نوشته شده در  2005/7/31ساعت 14:28  توسط هاتف   | 

رستگاری در پنچ و یک دقیقه!

نمی دانم تا چه حد پرونده هسته ای ایران را تعقیب می کنید ولی همین قدر بگویم که کار این پرونده به جاهای حساس کشیده شده است. در حالی که امروز آخرین مهلت ارسال پیشنهاد 3 کشور اروپایی طبق توافق ژنو بود ، دیروز این کشور ها خواهان تمدید این مهلت به میزان یک هفته شدند تا کماکان این موش و گربه بازی ادامه داشته باشد. این در حالی است که ایران صراحتا اعلام کرد که تا ساعت 5 امروز منتظر پیشنهاد اروپایی ها خواهند ماند و از فردا صبح کار خود را در مجتمع اصفهان آغاز خواهند کرد.

مخلص کلام این که گویا این طناب یک سر بیشتر ندارد و اگر آن سر را دنبال کنید جایی جز ته سیاه چال برای ایران نخواهد بود: یا پذیرش پیشنهادات ننگین اروپایی و تن دادن به یک خفت تاریخی دیگر و یا ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و در خوش بینانه ترین حالت فقط تحریم اقتصادی سیاسی!( و حتی شاید یک جنگ تحمیلی دیگر).

راستی امشب فیلم قشنگی از شبکه سراسری پخش میشود . رستگاری در پنج و یک دقیقه . به همه  دوستان علی الخصوص جناب کفتر چاهی دیدن این برنامه را توصیه می کنم!

+ نوشته شده در  2005/7/31ساعت 12:7  توسط هاتف   | 

فوتبال همین است!!!

در حالی که ملی پوشان کشورمان با سر افکندگی از یک اردوی نیمه کاره از کشور  انگلستان بر گشتند جناب برانکو فرموده اند:" فوتبال همین است و نمی دانی که فردا برایت چه اتفاقی می افتد!"

راستی آقای دادکان آب و هوا چه طور بود خوش گذشت انشا الله؟

این در حالی است که هولیگانهای انگلیسی با بی حرمتی آشکار به پرچم ایران و بازیکنان و ملت ایران تیم ملی ایران را بدرقه کردند.

برگزری این اردو در چنین مقطعی و بدون حضور ملی پوشان اصلی نه تنها بی فایده بود بلکه  با توجه به اقدامات تروریستی صورت گرفته در انگلیس پر واضح بود که این اردوی سیاحتی تفریحی ماحصلی جز از بین رفتن حیثیت ملی نخواهد داشت. آقایان با پول بیت المال به سیاحت می پردازند و بعد برانکو می گوید ایران برای باختن در انگلیس اردو زده است!!!

و نکته آخر اینکه این رده بندی مضحک فیفا که ایران را جز ۱۵ تیم برتر دنیا معرفی کرده است عواقب خطرناکی برای تیم ملی دارد. تیمی که با ارایه بازیهای ضعیف در دور انتخابی جام جهانی و فقط به لطف چند ارسال خوب از مهدوی کیا توانست جواز حضور در جام جهانی را بگیرد. آقایان لطف نموده از خواب بیدار شوید که عواقب سختی در جام جهانی منتظر تیم ملی ایران است!

 

+ نوشته شده در  2005/7/30ساعت 18:56  توسط هاتف   | 

همینه که هست!

خیلی اوضام خرابه!  فعلا مجبورید به همین مطالب کپی پیست اکتفا کنید تا من  مقتدرانه بر گردم!

تو این هاگیر واگیر علیرضا کریمی هم گیر داده بیا بریم اردو جهادی ! بابا جون نمیتونم!

فعلا خداحافظ باید برم!

+ نوشته شده در  2005/7/30ساعت 17:16  توسط هاتف   | 

                           
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Flag of Iran Iran


 

Map of Iran
Introduction Iran
Background:
Known as Persia until 1935, Iran became an Islamic republic in 1979 after the ruling shah was forced into exile. Conservative clerical forces established a theocratic system of government with ultimate political authority vested in a learned religious scholar. A group of Iranian students seized the US Embassy in Tehran on 4 November 1979 and held it until 20 January 1981. During 1980-88, Iran fought a bloody, indecisive war with Iraq over disputed territory. Over the past decade, popular dissatisfaction with the government, driven by demographic changes, restrictive social policies, and poor economic conditions, has been pressuring for political reform.
Geography Iran
Location:
Middle East, bordering the Gulf of Oman, the Persian Gulf, and the Caspian Sea, between Iraq and Pakistan
Geographic coordinates:
32 00 N, 53 00 E
Map references:
Middle East
Area:
total: 1.648 million sq km
land: 1.636 million sq km
water: 12,000 sq km
Area - comparative:
slightly larger than Alaska
Land boundaries:
total: 5,440 km
border countries: Afghanistan 936 km, Armenia 35 km, Azerbaijan-proper 432 km, Azerbaijan-Naxcivan exclave 179 km, Iraq 1,458 km, Pakistan 909 km, Turkey 499 km, Turkmenistan 992 km
Coastline:
2,440 km; note - Iran also borders the Caspian Sea (740 km)
Maritime claims:
territorial sea: 12 nm
continental shelf: natural prolongation
contiguous zone: 24 nm
exclusive economic zone: bilateral agreements or median lines in the Persian Gulf
Climate:
mostly arid or semiarid, subtropical along Caspian coast
Terrain:
rugged, mountainous rim; high, central basin with deserts, mountains; small, discontinuous plains along both coasts
Elevation extremes:
lowest point: Caspian Sea -28 m
highest point: Kuh-e Damavand 5,671 m
Natural resources:
petroleum, natural gas, coal, chromium, copper, iron ore, lead, manganese, zinc, sulfur
Land use:
arable land: 8.72%
permanent crops: 1.39%
other: 89.89% (2001)
Irrigated land:
75,620 sq km (1998 est.)
Natural hazards:
periodic droughts, floods; dust storms, sandstorms; earthquakes
Environment - current issues:
air pollution, especially in urban areas, from vehicle emissions, refinery operations, and industrial effluents; deforestation; overgrazing; desertification; oil pollution in the Persian Gulf; wetland losses from drought; soil degradation (salination); inadequate supplies of potable water; water pollution from raw sewage and industrial waste; urbanization
Environment - international agreements:
party to: Biodiversity, Climate Change, Desertification, Endangered Species, Hazardous Wastes, Marine Dumping, Ozone Layer Protection, Wetlands
signed, but not ratified: Environmental Modification, Law of the Sea, Marine Life Conservation
Geography - note:
strategic location on the Persian Gulf and Strait of Hormuz, which are vital maritime pathways for crude oil transport
People Iran
Population:
69,018,924 (July 2004 est.)
Age structure:
0-14 years: 28% (male 9,935,527; female 9,411,647)
15-64 years: 67.2% (male 23,608,621; female 22,744,128)
65 years and over: 4.8% (male 1,645,246; female 1,673,755) (2004 est.)
Median age:
total: 23.5 years
male: 23.3 years
female: 23.7 years (2004 est.)
Population growth rate:
1.07% (2004 est.)
Birth rate:
17.1 births/1,000 population (2004 est.)
Death rate:
5.53 deaths/1,000 population (2004 est.)
Net migration rate:
-0.84 migrant(s)/1,000 population (2004 est.)
Sex ratio:
at birth: 1.05 male(s)/female
under 15 years: 1.06 male(s)/female
15-64 years: 1.04 male(s)/female
65 years and over: 0.98 male(s)/female
total population: 1.04 male(s)/female (2004 est.)
Infant mortality rate:
total: 42.86 deaths/1,000 live births
female: 42.69 deaths/1,000 live births (2004 est.)
male: 43.01 deaths/1,000 live births
Life expectancy at birth:
total population: 69.66 years
male: 68.31 years
female: 71.07 years (2004 est.)
Total fertility rate:
1.93 children born/woman (2004 est.)
HIV/AIDS - adult prevalence rate:
less than 0.1% (2001 est.)
HIV/AIDS - people living with HIV/AIDS:
20,000 (2001 est.)
HIV/AIDS - deaths:
290 (2001 est.)
Nationality:
noun: Iranian(s)
adjective: Iranian
Ethnic groups:
Persian 51%, Azeri 24%, Gilaki and Mazandarani 8%, Kurd 7%, Arab 3%, Lur 2%, Baloch 2%, Turkmen 2%, other 1%
Religions:
Shi'a Muslim 89%, Sunni Muslim 9%, Zoroastrian, Jewish, Christian, and Baha'i 2%
Languages:
Persian and Persian dialects 58%, Turkic and Turkic dialects 26%, Kurdish 9%, Luri 2%, Balochi 1%, Arabic 1%, Turkish 1%, other 2%
Literacy:
definition: age 15 and over can read and write
total population: 79.4%
male: 85.6%
female: 73% (2003 est.)
Government Iran
Country name:
conventional long form: Islamic Republic of Iran
conventional short form: Iran
local short form: Iran
former: Persia
local long form: Jomhuri-ye Eslami-ye Iran
Government type:
theocratic republic
Capital:
Tehran
Administrative divisions:
28 provinces (ostanha, singular - ostan); Ardabil, Azarbayjan-e Gharbi, Azarbayjan-e Sharqi, Bushehr, Chahar Mahall va Bakhtiari, Esfahan, Fars, Gilan, Golestan, Hamadan, Hormozgan, Ilam, Kerman, Kermanshah, Khorasan, Khuzestan, Kohgiluyeh va Buyer Ahmad, Kordestan, Lorestan, Markazi, Mazandaran, Qazvin, Qom, Semnan, Sistan va Baluchestan, Tehran, Yazd, Zanjan
Independence:
1 April 1979 (Islamic Republic of Iran proclaimed)
National holiday:
Republic Day, 1 April (1979)
note: additional holidays celebrated widely in Iran include Revolution Day, 11 February (1979); Noruz (New Year's Day), 21 March; Constitutional Monarchy Day, 5 August (1925)
Constitution:
2-3 December 1979; revised 1989 to expand powers of the presidency and eliminate the prime ministership
Legal system:
the Constitution codifies Islamic principles of government
Suffrage:
15 years of age; universal
Executive branch:
chief of state: Supreme Leader Ayatollah Ali Hoseini-KHAMENEI (since 4 June 1989)
elections: leader of the Islamic Revolution appointed for life by the Assembly of Experts; president elected by popular vote for a four-year term; election last held 8 June 2001 (next to be held June 2005)
election results: (Ali) Mohammad KHATAMI-Ardakani reelected president; percent of vote - (Ali) Mohammad KHATAMI-Ardakani 77%
cabinet: Council of Ministers selected by the president with legislative approval; the Supreme Leader has some control over appointments to the more sensitive ministries
head of government: President (Ali) Mohammad KHATAMI-Ardakani (since 3 August 1997); First Vice President Dr. Mohammad Reza AREF-Yazdi (since 26 August 2001)
Legislative branch:
unicameral Islamic Consultative Assembly or Majles-e-Shura-ye-Eslami (290 seats, note - changed from 270 seats with the 18 February 2000 election; members elected by popular vote to serve four-year terms)
elections: last held 20 February 2004 with a runoff held 7 May 2004 (next to be held February 2008)
election results: percent of vote - NA; seats by party - conservatives 196, reformers 48, independents 39, seats reserved for religious minorities 5, and 2 seats unaccounted for
Judicial branch:
Supreme Court
Political parties and leaders:
formal political parties are a relatively new phenomenon in the Islamic Republic and most conservatives still prefer to work through political pressure groups rather than parties; a loose pro-reform coalition called the 2nd Khordad front, which includes political parties as well as less formal pressure groups and organizations, achieved considerable success at elections to the sixth Majles in early 2000; groups in the coalition include: Islamic Iran Participation Front (IIPF); Executives of Construction Party (Kargozaran); Solidarity Party; Islamic Labor Party; Mardom Salari; Mojahedin of the Islamic Revolution Organization (MIRO); and Militant Clerics Society (Ruhaniyun); the coalition is expected to participate in the seventh Majles elections in early 2004; a new apparently conservative group, the Builders of Islamic Iran, emerged at the local level in early 2003
Political pressure groups and leaders:
political pressure groups conduct most of Iran's political activities; groups that generally support the Islamic Republic include Ansar-e Hizballah, Muslim Students Following the Line of the Imam, Tehran Militant Clergy Association (Ruhaniyat), Islamic Coalition Association (Motalefeh), and Islamic Engineers Society; active pro-reform student groups include the Organization for Strengthening Unity; opposition groups include Freedom Movement of Iran, the National Front, Marz-e Por Gohar, and various ethnic and Monarchist organizations; armed political groups that have been almost completely repressed by the government include Mojahedin-e Khalq Organization (MEK), People's Fedayeen, Democratic Party of Iranian Kurdistan, and Komala
International organization participation:
CP, ECO, FAO, G-24, G-77, IAEA, IBRD, ICAO, ICC, ICCt (signatory), ICRM, IDA, IDB, IFAD, IFC, IFRCS, IHO, ILO, IMF, IMO, Interpol, IOC, IOM, ISO, ITU, NAM, OIC, OPCW, OPEC, PCA, UN, UNCTAD, UNESCO, UNHCR, UNIDO, UPU, WCL, WCO, WFTU, WHO, WIPO, WMO, WToO
Diplomatic representation in the US:
none; note - Iran has an Interests Section in the Pakistani Embassy; address: Iranian Interests Section, Pakistani Embassy, 2209 Wisconsin Avenue NW, Washington, DC 20007; telephone: [1] (202) 965-4990
Diplomatic representation from the US:
none; note - protecting power in Iran is Switzerland
Flag description:
three equal horizontal bands of green (top), white, and red; the national emblem (a stylized representation of the word Allah in the shape of a tulip, a symbol of martyrdom) in red is centered in the white band; ALLAH AKBAR (God is Great) in white Arabic script is repeated 11 times along the bottom edge of the green band and 11 times along the top edge of the red band
Economy Iran
Economy - overview:
Iran's economy is marked by a bloated, inefficient state sector, over reliance on the oil sector, and statist policies that create major distortions throughout. Most economic activity is controlled by the state. Private sector activity is typically small-scale - workshops, farming, and services. President KHATAMI has continued to follow the market reform plans of former President RAFSANJANI, with limited progress. Relatively high oil prices in recent years have enabled Iran to amass some $22 billion in foreign exchange reserves, but have not eased economic hardships such as high unemployment and inflation. In December 2003 a major earthquake devastated the city of Bam in southeastern Iran, killing more than 30,000 people.
GDP:
purchasing power parity - $478.2 billion (2004 est.)
GDP - real growth rate:
6.1% (2004 est.)
GDP - per capita:
purchasing power parity - $7,000 (2004 est.)
GDP - composition by sector:
agriculture: 12.5%
industry: 41.2%
services: 46.2% (2004 est.)
Investment (gross fixed):
28.6% of GDP (2004 est.)
Population below poverty line:
40% (2002 est.)
Household income or consumption by percentage share:
lowest 10%: NA
highest 10%: NA
Inflation rate (consumer prices):
16.4% (2004 est.)
Labor force:
22.32 million
note: shortage of skilled labor (2004 est.)
Labor force - by occupation:
agriculture 30%, industry 25%, services 45% (2001 est.)
Unemployment rate:
15.7% (2002 est.)
Budget:
revenues: $40.38 billion
expenditures: $40.29 billion, including capital expenditures of $7.6 billion (2004 est.)
Public debt:
28.2% of GDP (2004 est.)
Agriculture - products:
wheat, rice, other grains, sugar beets, fruits, nuts, cotton; dairy products, wool; caviar
Industries:
petroleum, petrochemicals, textiles, cement and other construction materials, food processing (particularly sugar refining and vegetable oil production), metal fabricating, armaments
Industrial production growth rate:
3% excluding oil (2004 est.)
Electricity - production:
124.6 billion kWh (2001)
Electricity - production by source:
fossil fuel: 97.1%
hydro: 2.9%
other: 0% (2001)
nuclear: 0%
Electricity - consumption:
115.9 billion kWh (2001)
Electricity - exports:
0 kWh (2001)
Electricity - imports:
0 kWh (2001)
Oil - production:
3.804 million bbl/day (2004 est.)
Oil - consumption:
1.277 million bbl/day (2001 est.)
Oil - exports:
2.2 million bbl/day (2003)
Oil - imports:
NA (2001)
Oil - proved reserves:
94.39 billion bbl (2004)
Natural gas - production:
61.5 billion cu m (2001 est.)
Natural gas - consumption:
65.59 billion cu m (2001 est.)
Natural gas - exports:
110 million cu m (2001 est.)
Natural gas - imports:
4.2 billion cu m (2001 est.)
Natural gas - proved reserves:
24.8 trillion cu m (2004)
Current account balance:
$3.935 billion (2004 est.)
Exports:
$29.88 billion f.o.b. (2004 est.)
Exports - commodities:
petroleum 80%, chemical and petrochemical products, fruits and nuts, carpets
Exports - partners:
Japan 21.8%, China 9.7%, Italy 6.3%, Taiwan 5.5%, Turkey 5.4%, South Korea 5.4% (2003)
Imports:
$25.26 billion f.o.b. (2003 est.)
Imports - commodities:
industrial raw materials and intermediate goods, capital goods, foodstuffs and other consumer goods, technical services, military supplies
Imports - partners:
Germany 11%, France 8.6%, China 8.4%, Italy 8.1%, UAE 7.9%, South Korea 6.5%, Russia 4.8%, Japan 4.1% (2003)
Reserves of foreign exchange & gold:
$25.13 billion (2004 est.)
Debt - external:
$10.96 billion (2004 est.)
Economic aid - recipient:
$408 million (2002 est.)
Currency:
Iranian rial (IRR)
Currency code:
IRR
Exchange rates:
rials per US dollar - 8,193.89 (2003), 6,906.96 (2002), 1,753.56 (2001), 1,764.43 (2000), 1,752.93 (1999)
note: Iran has been using a managed floating exchange rate regime since unifying multiple exchange rates in March 2002.
Fiscal year:
21 March - 20 March
Communications Iran
Telephones - main lines in use:
14,571,100 (2003)
Telephones - mobile cellular:
3,376,500 (2003)
Telephone system:
general assessment: inadequate but currently being modernized and expanded with the goal of not only improving the efficiency and increasing the volume of the urban service but also bringing telephone service to several thousand villages, not presently connected
domestic: as a result of heavy investing in the telephone system since 1994, the number of long-distance channels in the microwave radio relay trunk has grown substantially; many villages have been brought into the net; the number of main lines in the urban systems has approximately doubled; and thousands of mobile cellular subscribers are being served; moreover, the technical level of the system has been raised by the installation of thousands of digital switches
international: country code - 98; HF radio and microwave radio relay to Turkey, Azerbaijan, Pakistan, Afghanistan, Turkmenistan, Syria, Kuwait, Tajikistan, and Uzbekistan; submarine fiber-optic cable to UAE with access to Fiber-Optic Link Around the Globe (FLAG); Trans-Asia-Europe (TAE) fiber-optic line runs from Azerbaijan through the northern portion of Iran to Turkmenistan with expansion to Georgia and Azerbaijan; satellite earth stations - 9 Intelsat and 4 Inmarsat
Radio broadcast stations:
AM 72, FM 5, shortwave 5 (1998)
Radios:
17 million (1997)
Television broadcast stations:
28 (plus 450 low-power repeaters) (1997)
Televisions:
4.61 million (1997)
Internet country code:
.ir
Internet hosts:
5,269 (2004)
Internet Service Providers (ISPs):
100 (2002)
Internet users:
4.3 million (2003)
Transportation Iran
Railways:
total: 7,203 km
broad gauge: 94 km 1.676-m gauge
standard gauge: 7,109 km 1.435-m gauge (189 km electrified) (2003)
Highways:
total: 167,157 km
paved: 94,109 km (including 890 km of expressways)
unpaved: 73,048 km (1998)
Waterways:
850 km (on Karun River and Lake Urmia) (2004)
Pipelines:
condensate/gas 212 km; gas 16,998 km; liquid petroleum gas 570 km; oil 8,256 km; refined products 7,808 km (2003)
Ports and harbors:
Abadan (largely destroyed in fighting during 1980-88 war), Ahvaz, Bandar 'Abbas, Bandar-e Anzali, Bushehr, Bandar-e Emam Khomeyni, Bandar-e Lengeh, Bandar-e Mahshahr, Bandar-e Torkaman, Chabahar (Bandar Beheshti), Jazireh-ye Khark, Jazireh-ye Lavan, Jazireh-ye Sirri, Khorramshahr (limited operation since November 1992), Now Shahr
Merchant marine:
total: 134 ships (1,000 GRT or over) 4,715,242 GRT/8,240,069 DWT
by type: bulk 40, cargo 36, chemical tanker 3, container 7, liquefied gas 1, multi-functional large load carrier 5, petroleum tanker 33, roll on/roll off 8, short-sea/passenger 1
registered in other countries: 10 (2003 est.)
Airports:
303 (2003 est.)
Airports - with paved runways:
total: 125
over 3,047 m: 39
2,438 to 3,047 m: 25
914 to 1,523 m: 31
under 914 m: 4 (2003 est.)
1,524 to 2,437 m: 26
Airports - with unpaved runways:
total: 178
over 3,047 m: 1
1,524 to 2,437 m: 9
under 914 m: 39 (2003 est.)
914 to 1,523 m: 129
Heliports:
13 (2003 est.)
Military Iran
Military branches:
Islamic Republic of Iran regular forces (includes Ground Forces, Navy, Air Force and Air Defense Command), Iranian Revolutionary Guards Corps (IRGC) (includes Ground Forces, Air Force, Navy, Qods Force [special operations], and Basij [Popular Mobilization Army]), Law Enforcement Forces
Military manpower - military age:
21 years of age (2004 est.)
Military manpower - availability:
males age 15-49: 20,937,348 (2004 est.)
Military manpower - fit for military service:
males age 15-49: 12,434,810 (2004 est.)
Military manpower - reaching military age annually:
males: 912,569 (2004 est.)
Military expenditures - dollar figure:
$4.3 billion (2003 est.)
Military expenditures - percent of GDP:
3.3% (2003 est.)
Transnational Issues Iran
Disputes - international:
Iran protests Afghanistan's limiting flow of dammed waters on Helmand River tributaries in periods of drought; thousands of Afghan refugees still reside in Iran; creation of a maritime boundary with Iraq remains in hiatus until full sovereignty is restored in Iraq; Iran and UAE engage in direct talks and solicit Arab League support to resolve disputes over Iran's occupation of Tunb Islands and Abu Musa Island; Iran stands alone among littoral states in insisting upon a division of the Caspian Sea into five equal sectors
Refugees and internally displaced persons:
refugees: 1,223,823 (Afghanistan), 124,014 (Iraq) (2004)
Illicit drugs:
despite substantial interdiction efforts, Iran remains a key transshipment point for Southwest Asian heroin to Europe; domestic narcotics consumption remains a persistent problem and according to official Iranian statistics there are at least 2 million drug users in the country; lax anti-money-laundering regulations

All rights reserved. Copyright(C) 2005 EBL Global LLC All Rights Reserved.



+ نوشته شده در  2005/7/30ساعت 14:5  توسط هاتف   | 

پرچم ایران

دیروز مطلبی در وبلاگ جاسا در مورد پرچم و نماد ملی ایران دیدم . از اینرو تصمیم گزفتم مطلبی در مورد پرچم ایران و تاریخچه آن در وبلاگم درج کنم. با کلیک کردن بر روی لینک می توانید کل مقاله را بخوانید. 

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی‌دهاک (ضحاک) برمی‌گردد. در آن هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.
فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و در و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان «درفش کاویان» پدید آمد. نخستین رنگ‌های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه‌ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفا افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، به ‌ویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌گفتند؛ هرچند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است.
محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک می‌نویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریبا پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود. ابوالحسن مسعودی نیز در مروج اهب به همین موضوع اشاره می‌کند.
به روایت بیشتر کتاب‌های تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید، تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند درگرفت، درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: «… سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند.»
برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنید!

+ نوشته شده در  2005/7/26ساعت 9:1  توسط هاتف   | 

نظرسنجی(1)

به نظر شما ورود 60 درصدی دختران به دانشگاه نشانه برتری علمی آنها نسبت به پسران است؟

این سوالی بود که تحت عنوان نظر سنجی در هفته های گذشته در این وبلاگ با آن روبرو بودیم. خیلی دلم می خواست این نظر سنجی در یک وبلاگ که خواننده های بیشتری داشت  مطرح می شد هر چند جواب سوال آنقدر مبرهن است که این سوال را به یک سوال استفهام انکاری بدل کرده است!

اما به راستی چرا شاهد حضور 1.5 برابری دختران نسبت به پسران در دانشگاه ها هستیم؟

نکته ای که باید در این میان به آن اشاره شود این است که این حضور دختران را رشته های مهم و سرنوشت ساز کشور  من جمله رشته های مهندسی شاهد نیستیم به طوری که در دانشگاههای دولتی در رشته های مهندسی می توان به صراحت گفت که پسران تقریبا 4 الی 5 برابر دختران در این رشته ها حضور دارند( در رشته مکانیک این رقم به 10 برابر می رسد. از رشته مجهول صنایع که خود را میان رشته های مهندسی قالب کرده است چشم پوشی کیند!) . نگاهی بر نفرات اول تا صدم کنکور سراسری شاهدی بر این مدعاست.

از طرفی جامعه پسران کشور خود را مقید به دریافت درجه کارشناسی از هر دانشگاه و هر رشته بی رشته ای نمی بینند چه اینکه سالهای سرنوشت برای سازندگی یک جوان پسر بسیار محدود است بنابراین گذراندن 4 سال در یک رشته مانند ادبیات زبان سانسکریت دانشگاه آزاد واحد بومهن! برای یک پسر به منزله هدر دادن 4 سال از عمر گرانبهای وی است. که البته چنین محدودیتی را برای دختران شاهد نیستیم بنابراین شاهد حضورروز افزون نسوان عزیز! در این دانشگاهها و چنین رشته هایی هستیم.

+ نوشته شده در  2005/7/24ساعت 11:25  توسط هاتف   | 

eye illusion

دايره هاي مياني هر دو يك اندازه ميباشند!

 

خطوط بالا كاملا موازي همديگر ميباشند!

 

تصوير بالا يك جسم است يا 2 جسم؟

 

این دایره ها چرا چشمک می زنند ؟

در محل تقاطع مربعهاي زير تنها دايره هاي سفيد وجود دارند! 


جريان آب در 3 رود فوق تنها توسط پس تصويرهاي چشمان شما پديد آمده!

 

+ نوشته شده در  2005/7/23ساعت 15:31  توسط هاتف   | 

بدون شرح!(برای دوستای سیگاری )

تقدیم به کفتر عزیز( اگه یک وقت کار پیدا نکردی و فوق هم قبول نشدی سیگار رو بهت پیشنهاد می کنم!) اینم از عواقب رفاقت با خرچنگ!

+ نوشته شده در  2005/7/23ساعت 9:1  توسط هاتف   |