خسته از این روزها
روزهای حزین و ملال آوری است...
در غربت
روزهای حزین و ملال آوری است...
گفتم كه : الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ...
در خانه اگر كس است يك حرف بس است.
بارها گفته ام و بار ديگر مي گويم: " کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند."
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
الاقل محمد تقي بهجت +

" امروز 17 می مصادف با روز ملی یا روز قانون اساسی نروژ است. در چنین روزی در سال 1814 نروژی ها با امضا کردن قانون اساسی واحد ، استقلال خود را از پادشاهی دانمارک اعلام کردند. در این روز ملتی که با به خدمت گرفتن منابع طبیعی خدادادی در راستای پیشرفت فرهنگ و هنر و علم، یکی از پویا ترین، ثروتمند ترین و پیشرفته ترین کشورهای دنیا را به وجود آورده اند غرور و عظمتشان را با برپایی پارادهای خیابانی کودکان و دانش آموزان در خیابان های مرکزی شهر و پوشیدن لباس های سنتی به احترام سنن و آدابشان جشن می گیرند. مردمان نروژ را به خاطر برپایی چنین کشور آزاد و مرفه و در یک کلام آسوده ای باید ستود..."
برای دیدن عکس های بزرگتر رویشان کلیک کنید.
مرتبط: مدار 68 درجه شمالی: 17 می ، روز ملی نروژ
خرچنگ زاده در غربت امروز 4 ساله شد و حدیث غربت آن هم چنان باقی است. چونان حدیثی که خواجه انصاری می گوید: " الهی غریب تو را غربت وطن است، کی هرگز به خانه رسد کسی که غربت او را وطن است."
سالی که گذشت ، اگرچه چند صباح آن در خانه ای دیگر سپری شد اما برای خرچنگ زاده در غربت سالی ثمر بخش و پر امید بود. در این سال هر چه رفت حدیث دل بود و شرح ایام تنهایی و غربت و داستان حضور دل و بیشتر غیاب و حسی و خیالی که در یک حال و زمان بر من می رفت و شاید فردایش حال دیگری بود و قصه پرغصه دیگری. مع الوصف شادمانم از آن که عده ای در این سال دلی در این خانه گرو گذاشتند و با او اهلی شدند. آنان نیز که با خواندن نوشته های این جا دردمند شدند و خشمناک خداوند درد و خشمشان را فزونی بخشد. شاکرم او را که کماکان می نویسم و کماکان در پرده این نقش هویدای دنیای مجازی که روز افزون واقعی تر و پرملال تر می شود حضوری پر رنگ دارم.
در این یک سال قریب 230 نوشته کوتاه و بلند نگاشته شد که باید یک دوجین از آنها را در دسته " دوستشان دارم" ها بایگانی کنم:
خرداد : ما سمک عیار نمی خواهیم
تیر: به نام پدر
مرداد: گرگ پشمینه پوش یا اگر آمریکا نبود (2)، نغمه های ناموافق ، خداحافظ پهلوان
شهریور: همه گل واژه های سیاسی ، خداحافظ
مهر: خودشیفته های صحنه ایران، باد مرا خواهد برد
آبان: افتیضاح ، فریادرسی باید ، قسم به چشم هایت ، موج سواری روی احساسات مردم، انارهای شرقی
آذر: رویای تاریک ، انما اشکوا بثی
دی: برای تمام فعل های ماضی شده عدالت ، گزارش تظاهرات ضد اسراییلی در تروندهایم ، السلام علیک یا اباعبدالله، چنان برفی که در خاطر نگجند ، تو از شقشقیه برایم بخوان ، من قلبم را در پاریس به جای گذاشتم ، مهمانی اجباری
بهمن :سوغات مشرقی ، بازتاب پرتاب امید در آفتن پستن ، آشنایی نه غریب است
اسفند: باور کن ، شیرین عبادی در تروندهایم ، هانس بلیکس در تروندهایم ، هولوکاست در عراق ، بهاریه 2
فروردین : سلام بر بهار ، وایکینگی که نروژی ها را مسیحی کرد
اردی بهشت: تنفس بهار ، چرا به احمدی نژاد رای می دهم
پی نوشت:رضای عزیز اولین نفری بود که با نامه سرشار از محبت ۴ سالگی اینجا را تبریک گفت.
باراک اوباما : درنهایت، این است آنچه که انتخابات پیرامون آن است. آیا ما در سیاست بد بینی و کژاندیشی شرکت خواهیم کرد و یا در سیاست امید و آرزو مندی؟

تی .اس. الیوت: انتخابات در راه است. صلح جهانی اعلام شده است و روباهها دلبستگی خالصانه و صمیمانه ای برای افزایش طول عمر ماکیان و مرغ ها دارند!

برنارد شاو: دمکراسی نوعی از حکومت است که انتخابات (آزاد و سالم) را با (با آزادی عمل دادن به) عده زیادی نالایق برای منصوب کردن مشتی افراد فاسد جایگزین می کند.

خدمت سفارت محترم جمهوری اسلامی ایران در اسلو
سلام علیکم
اینجانب هاتف خالدی علی دوستی دانشجوی دکترای دانشگاه تروندهایم نروژ به نمایندگی جمعی از دانشجویان و افراد مقیم شهر تروندهایم، احتراما نامه ای پیرامون انتخابات ریاست جمهوری که قرار است تا کمتر از یک ماه دیگر برگزار شود ارسال می دارم.
همانگونه که دوستان حضورا و در طی تماس تلفنی به استحضار شما رسانده اند، ایرانیان مقیم شهر تروندهایم برای حضور پر شور در انتخابات آتی ابراز تمایل کرده اند اما مسایلی هم چون بعد مسافت ، هزینه سفر و مهم تر از آن تقارن روز انتخابات با یک روز کاری میان هفته، امکان سفر به اسلو و حضور در پای صندوق رای مستقر در سفارت جمهوری اسلامی را با مشکلاتی مواجه کرده است.
با توجه به آنکه حضور پر شور در انتخابات ریاست جمهوری سبب افزایش روحیه علاقه مندی و تعلق خاطر به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم چنین ایران عزیز در بین ایرانیان مقیم خارج از کشور می شود و با عنایت به آنکه تک تک رای های به صندوق ریخته شده در مشارکت برای سازندگی ایران ارزشمند و ثمر بخش است، لذا مقتضی است که رایزنی های لازم برای حمل صندوقی به شهر تروندهایم و برگزاری انتخابات در محل فوق الذكر با وزارت خارجه جمهوری اسلامی در تهران و هم چنین نمایندگان مسوول در شهر تروندهایم برای اسکان صندوق رای گیری در محلی ایمن و مناسب انجام بپذیرد. گفتنی است اینجانب به عنوان نماینده ارتباطی آمادگی خویش را برای هر گونه هماهنگی های لازم در مراسم اجرایی اعلام می دارم.
امید است با شرکت حداکثری واجدین شرایط در انتخابات پیش رو شاهد روزهای بالنده ، پرشکوه و پر امید برای ایران عزیز و سرفراز خویش باشیم
هاتف خالدی
هشت می دو هزار و نه میلادی، تروندهایم نروژ
پی نوشت: این نامه تنها به خاطر درخواست دوستان و به جهت شفاف سازی به انتشار می رسد.

امروز که از دانشگاه بر روی دوچرخه ام به خانه بر می گشتم، گاه گاه که مناظر اطراف را می دیدم بی اختیار هیجان زده و پر التهاب گویی که چیز جدید و شگرفی کشف کرده باشم به سرعت ترمزها را فشار می دادم و بی درنگ از روی دوچرخه پایین می آمدم و با دوربینم که به روی گردنم آویز شده بود و با هر ترمزی به روی سینه ام کوبیده می شد ، عکس هایی می گرفتم دلنشین و فریبا. چند نمونه اش را این جا می گذارم که شما هم دلتان با من برود لای این همه سبزی و جوانی و شادابی...
روی عکس ها کلیک کنید بزرگ می شوند!
آن موقع میگفتند ملی کردن نفت سیاستی احمقانه و تصمیمی از سر تنفر کور از غرب است و ایران باید به مسایل مهمترش فکر کند. الان هم همین حرفها را میزنند یا در دهان ابلهان بیسوادی مثل شیرین عبادی و گنجی میگذارند.
![]()
پ.ن : : این را حسین در اول جولای سال 2007 نوشته است. او را در این روزهای شلوغ انتخاباتی از یاد نبریم...

اینجا
ظاهرا کشور آزادی است و بیان عقاید و آرا نه تنها آزادانه رخ می دهد بلکه اندیشه
ها و افکار هر شخص محترم است. اینجا کشور آزادی هاست همانطور که اعتقاد
دارم ایران نیز در یک مسیر دمکراتیک نسبت به کشورهای منطقه از نظر آزادی
های اجتماعی و فردی یک سر و گردن بالاتر است. بنابراین من آزادم از آنچه
که در سر می پرورانم و به خیال خودم درست و صحیح است دم بر آورم و احدی حق
ندارد تنها به خاطر اندیشه ام مرا مورد سرزنش ، توهین و افترا قرار بدهد.
و البته این را به عنوان مقدمه من باب حفظ خونسردی برادران و خواهران خویش
عرض کردم.
من به احمدی نژاد رای خواهم داد. دلایلم را شاید در طول سه سال گذشته در خلال این وبلاگ جای به جای نقل کرده باشم. دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد که روزهای پایانی اش را سپری می کند مصادف بود با زندگی به نوعی اجباری من در غرب و من در اینجا خواهم بود و زندگی خواهم کرد و ریشه خواهم دوانید حتی برای 4 سال آینده که او و یا شخص دیگری در مسند قدرت است. بنابراین این بسیار طبیعی است به عنوان کسی که در خارج از مرزهای ایران زندگی می کند، برای سیاست رییس جمهور آینده ایران در تعامل با سایر ملل و دول جهان وزن بیشتری قایل شوم. توجه کنید که نمی گویم تنها تعامل با دول جهان بلکه ملت ها نیز در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. و باز هم طبیعی است که برای من مسایلی از قبیل قیمت پیاز و اجاره بهای خانه و مشکل موی جوانان و اعدام قاتلین زیر 18 سال در رده های چندم اهمیت قرار داشته باشند.
من امروز به احمدی نژادی رای خواهم داد که تعریفی نوین از نظم نوین جهانی ارایه داده است و خواب ابرقدرتهای زورگوی جهان را مشوش کرده است. من امروز برای احمدی نژادی به پای صندوق های رای خواهم رفت که از ایران چهره ای استوار بر آرمانها و دستاوردهای علمی خود در مجامع جهانی ارایه داده است. من از احمدی نژادی طرفداری می کنم که با دیپلماسی فعال ، روشن و منطبق با آرمانهای انقلاب اسلامی اندیشه های عدالت جویانه و ضد ستم خویش را در اقصی نقاط جهان از جزایر کوچک آفریقایی تا سرزمین هایی در قلب آمریکای جنوبی گسترش داده است به طوری که وزیر خارجه کشورهای ابرقدرت با ترس و اضطراب از نفوذ قدرت و اندیشه اسلامی و ضد امپریالیستی ایران در آن سرزمین ها ابراز نگرانی می کند (+) .من امروز رای خود را برای احمدی نژادی به صندوق خواهم انداخت که با کلام نافذ و آتشین خود ، موجی از بیداری ملت ها در برابر اشغالگران ، جنایت پیشگان و متجاوزین به مال و ناموس انسانها در سرزمین های اشغالی به راه انداخته است. نژاد پرستی امروز مفهومی فراتر از رنگین پوستی یافته است، تروریسم از واحدهای شبه نظامی کوچک به مفهومی دولتی در اذهان آگاه بدل شده است و در بسیاری از مجامع دانشگاهی از اسراییل به عنوان نماد بارز تروریسم دولتی و نژاد پرستی یاد می شود. من به احمدی نژادی رای خواهم داد که با روشن اندیشی روابط مکدر ایران و اعراب را حسنه خواهد کرد و ترس و شک تاریخی اعراب از ایران را به حسن نیتی سازنده برای پیشبرد حقانیت اسلام در سراسر دنیا مبدل خواهد کرد.
من امروز به احمدی نژاد رای خواهم داد...

پی نوشت:
کامنت وارده بر این پست از علی میرطار (+)
هارموني در اين باب مي نويسد : (+) (كلاه گوشه دهقان به آفتاب رسد....كه سايه بر سرش انداخت چون تو سلطاني)
http://feeds2.feedburner.com/kharchangzade_blog
مشترک وبلاگ وزین خرچنگ زاده شوید که غفلت موجب پشیمانی است!
Bandwagon در انگلیسی به معنای عرابه گروه موزیک سیار می باشد. تاثیر Bandwagon که به صورت نزدیکی به فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن (Opportunism) ارتباط دارد، مشاهده و نگرشی است که در طی آن مردم غالبا به امری مبادرت می ورزند یا به مطلبی معتقد می شوند به صرف آنکه بسیار دیگری از مردمان نیز به همان چیز عقیده دارند و عمل می کنند. این تاثیر گاهی به صورت ناسزا به تاثیر "غریزه گله ای" (herding instinct) نیز تعبیر می شود .
عبارت " بپر روی عرابه دسته" برای بار نخست در عالم سیاست در سال 1848 توسط دلقک مشهور آن زمان در آمریکا دان رایس برای جلب توجه برای نمایش های انتخاباتی استفاده شد. وقتی که مبارزات انتخاباتی با این شعار و با حضور مبارزان بر روی عرابه به موفقیت رسید عده بیشتری از سیاست مداران در سالهای آتی برای کسب صندلی و نمایش خود در انظار عموم بر روی عرابه تلاش کردند. این بود که این اصطلاح در آن زمان با این مفهوم و با دلالت بر این که مردم تنها برای پیوند زدن خویش با موفقیت بدون آنکه در نظر بگیرند با چه وسیله ای خود را به این هدف پیوند می زنند باب شد.
تاثیر بندواگن در انتخابات رخ می دهد و هنگامی است که افراد برای آنکه در طرف گروه برنده قرار بگیرند به شخصی که احتمال برنده شدن آن می رود رای می دهند و اشخاص منفرد بعضا با تغییر دیدگاه خود ، خود را در گروه اکثریت قرار می دهند.
نمونه ای از این تاثیر را می توان در انتخابات 1980 آمریکا هنگامی که به دلیل اختلاف زمانی ، در حالی که صندوق های رای گیری در شرق آمریکا بسته شده بود و صندوق ها در غرب هنوز مشغول رای گیری بودند دید. شبکه NBC برپایه نتایج بسیار مقدماتی رونالد ریگان را پیروز انتخابات اعلام کرد و این اعلام زود رس بر پایه تحقیقات صورت گرفته عامل بزرگی در سرازیر شدن آرا به سمت وی در ساعات پایانی رای گیری در غرب آمریکا شد.
The

...
دل خرچنگ زاده که دیگر به کنار ...
امروز ترکیب دفاعی چلسی مرا به یاد روزهای بازی استقلال- پرسپولیس انداخت که تیم استقلال با ترکیب 10-0-0 نود دقیقه تمام در برابر حملات کوبنده و برق آسای پرسپولیس در لاک دفاعی فرو می رفت و تنها به فکر تخریب بازی حریف بود. با این وجود فکر می کنم بارسلونا هنوز هم شانس بیشتری از چلسی برای صعود به فینال دارد.این را فراموش نکنیم که بارسلونا به خاطر نخوردن گل در خانه چند امتیاز از تیم چلسی جلوتر است...

ریل سوم در سیستم راه آهن یک رسانای الکتریکی بی حفاظ است که جریان با ولتاژ بالا را حمل می کند. قدم گذاشتن بر روی ریل سوم به عموما باعث برق گرفتگی می شود. استفاده از این لغت در بیان سیاسی برای تاکید بر شوک ناشی از مطرح کردن موضوع جدال انگیز و پر بحث است و صاحب نظران نتیجه آن را مرگ سیاسی(Political death) و یا خودکشی سیاسی(Political suicide) می دانند.
مسایل و موضوعات زیر در ایالات متحده به عنوان " ریل سوم " شناخته می شوند:
موضوعات ریل سومی معمولا تنها هنگامی از بین می روند که یک سیاست مدار ساختار شکن که اعتبار و هویت خود را در مراتب دیگر به منصه ظهور گذاشته است تابوی طرح موضوع را شکسته و به صورت آزاد موضوع مورد بحث را به مناظره بنشیند.
پ.ن : چند نمونه از موضوعات ریل سومی در ایران را مثال بزنید...

این روزها به این فکر می کنم که حقیقتا کسی که تیم پرسپولیس را در اوج مسابقات لیگ تنها گذاشت و شبانه چمدانش را کولش انداخت و تیم را در شرایط بحرانی تنها گذاشت لیاقت هدایت تیم ملی کشورش را دارد؟
بدون شک همانطور که آقای قطبی یکی از عوامل قهرمانی سال گذشته تیم پرسپولیس بود ، وی را باید به عنوان یکی از اصلی ترین علل ناکامی تیم پرسپولیس در سال جاری بشناسیم.

عکس از ایسنا
فَ
كَأَنَّهُ