السلام علیک یا ابا عبدالله
![]()
خاک، خون آغشته لب تشنگان کربلاست آخر ای چشم بلا بین جوی خونبارت کجاست؟
جز به چشم و چهره، مسپر خاک این ره کآن همه نرگس چشم و گل رخسار آل مصطفی ست
ای دل بی صبرمن آرام گیر اینجا دمی کاندر این جان منزل آرامِ جان مرتضی ست۱
و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا : و از آنان کسی هست که بر عهد خویش تا پایان عمر به سر برده است و کسی هست که شهادت را انتظار می کشد و هیچ گونه تغییر و تبدیلی در کار نیاورده است.
و این چنین بود که آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد و قافله عشق روی به راه نهاد. آری آن قافله عشق است و این راه ، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاریخ. هجرت مقدمه جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نیست که راهی جز این در پیش گیرند ، مردان حق را سزاوار نیست که سرو سامان اختیار کنند و دل به حیات دنیا خوش دارند.
آری. شان انسان در ایمان و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله. هجرت از سنگینی هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش. ره توشه ات را بردار و هجرت کند. حضرت امام حسین (ع) در کربلا انتظار تو را می کشد.۲
پ.ن : دهه اول محرم آمد و رفت. چون برق ... چون باد و در این روزهای بیهودگی مدام ، در این غربت تلخ انزوای شیعیان و در این بی حاصلی های پوچ و کذایی مغربی شرمسار از اینکه امسال کمتر از سالهای پیش در این دفتر بر حسین و یارانش درود فرستادم. اما تو خوب می دانی که تمام این ساعت ها و ثانیه های بی دریغ با یاد و ذکر تو گذشت. سلام بر تو ای پاک ترین بندگان خدا.
۱ سلمان ساوجی سده ۸
۲ شهید مرتضی آوینی
