تبليغاتX
خرچنگ زاده - سلام بر بهار

خرچنگ زاده

در غربت

سلام بر بهار

این جوانه های سبز و شاد که از دل قهوه ای شاخه ها بیرون می زنند، این آسمان که گاهی آبی می شود و گاهی ابرها روی ماه خورشید را می پوشانند و دوباره خورشید با همه معصومیت و نجابتش دست در دست باد آنها را کنار می زند و به روی زمین و گل و شبنم لبخند می زند ، این که حالا دیگر  نرم نرمک بوی چمن های آب خورده از باران شبانگاهی توی فضا می پیچد و صبح ها تو را مست می کند  و اینکه دوباره آرام آرام سارهای وحشی باز می گردند و با آن جیغ جیغ های مستانه گوش خراش ولی دل نوازشان  همه عالم  و آدم را خبردار می کنند... یعنی که دیگر بهار شده است.

آمدن بهار را می توان حتی از نگاههای حریصناک آن مرغ دریایی به آن جفت پر خاکستری که چند قدم آن سو تر رو به سوی خورشید روی شاخه پنجمین درخت از سمت راست خیابان لم داده است خواند.

بهار...هر چند دیر و پر حوصله از راه رسیدی اما سلام!

روی عکس ها کلیک کنید بزرگ می شود. یا بقیه عکس ها را اینجا ببینید

+ نوشته شده در  2009/4/10ساعت 12:27  توسط هاتف   |